هفته سلامت بانوان/ روز هفتم/سلامت روان در بحران
بحران(Crisis ) به وضعیتی اطلاق می شود که در آن فشارهای روانی یا اجتماعی از ظرفیت معمول مقابله فرد یا خانواده فراتر می رود و منجر به اختلال در عملکرد طبیعی هیجانی، شناختی و رفتاری می شود .کاپلان بحران را وضعیتی گذرا و قابل تغییر تعریف می کند، اما آن را یک فرصت برای رشد یا سقوط نیز می داند.در مواجهه با بحران، بسیاری از افراد ممکن است احساساتی مانند ترس، اضطراب، غم، خشم یا سردرگمی را تجربه کنند، این واکنشها در چنین اتفاقات ناگواری طبیعی هستند، آنچه اهمیت دارد آگاهی نسبت به مدیریت سلامت روان در مواقع بروز بحران و افزایش تاب آوری است. توجه به سلامت روان زنان بهدلیل نقشهای چندگانه و موقعیتهای اجتماعی خاص آنها، نهتنها یک ضرورت فردی بلکه یک مسئولیت اجتماعی است. زنان نقشهای متعددی را در زندگی ایفا میکنند: مادر، همسر، دختر، مراقب، نیروی کار و محور اصلی خانواده. این نقشهای چندگانه، در زمانهای بحران (مانند بلایای طبیعی، همهگیریها، فشارهای اقتصادی و....) فشار مضاعفی بر سلامت روان آنان وارد میکندزنان اغلب اولین پاسخدهندگان و مراقبان در بحران هستند
تابآوری (Resilience): توانایی خم شدن اما نشکستن: تابآوری فراتر از سازگاری است؛ یعنی توانایی عبور از سختی، رشد کردن از دل آن و حفظ سلامت روانی با وجود استرسهای شدید. زنان اغلب به شکل زیر منبع تابآوری هستند:
- امیدواری و معناسازی: زنان اغلب کانون امید در خانواده هستند. آنها با صحبت کردن درباره آینده بهتر، یادآوری خاطرات خوب و پیدا کردن معنا در میان آشوب (مثلاً "ما داریم با هم این بحران را پشت سر میگذاریم و قویتر میشویم")، به دیگران نیرو میبخشند.
- تکیه بر شبکههای اجتماعی: زنان معمولاً مهارت بالایی در ایجاد و حفظ روابط اجتماعی دارند. این شبکهها (دوستان، فامیل، همسایگان) در بحران به یک منبع حیاتی اطلاعات، حمایت عاطفی و کمک عملی تبدیل میشوند.
- غریزه مراقبت و بقا: غریزه قوی مراقبت از فرزندان و عزیزان، به زنان نیرویی فوقالعاده برای مقاومت میدهد. این غریزه باعث میشود که حتی در سختترین شرایط، به فکر تأمین امنیت و آسایش دیگران باشند که این خود، به تقویت روحیه خودشان نیز کمک میکند.
- یادگیری از گذشته: بسیاری از زنان، به دلیل تجربیات زندگی (چه شخصی، چه تاریخی-فرهنگی)، دارای حافظه تجربی از بحرانهای گذشته هستند. این حافظه به آنان میآموزد که "این نیز بگذرد" و راههای مقابله را به آنان یادآوری میکند.
ما چگونه میتوانیم از سلامت روان خود محافظت کنیم؟ راهکارهای عملی برای روزهای سخت
۱. مراقبت از خود را فراموش نکنید: حتی برای ۱۰ دقیقه در روز، وقتى را فقط به خودتان اختصاص دهید. نفس عمیق، گوش دادن به موسیقی آرامشبخش یا یک دوش آب گرم.
۲. ارتباطات را حفظ کنید: با دوستان قابل اعتماد، اعضای خانواده یا دوستان در تماس باشید. درباره احساسات خود صحبت کنید. تنها نمانید.
۳. مرزهای سالم تعیین کنید: از پذیرش مسئولیتهای بیش از حد خودداری کنید. "نه" گفتن را یاد بگیرید.
۴. اخبار را مدیریت کنید: زمان مصرف اخبار نگرانکننده را محدود کنید تا از اضطراب اضافی جلوگیری شود.
۵. از کمک خواستن نترسید: درخواست کمک از متخصصان (روانشناس، مشاور) نشانه قدرت و هوشیاری است.
طبقه بندی انواع بحران ها
طبیعی: مثل سیل، زلزله، پاندمی. بحران های ناگهانی که همه خانواده را درگیر می کند
تکاملی: مثل بلوغ، تولد فرزند، مهاجرت. بحران هایی در گذارهای زندگی.
موقعیتی: مثل از دست دادن شغل، ورشکستگی. بحران هایی که نیاز به سازگاری فوری دارند
بین فردی: مثل خیانت، طلاق، خشونت خانگی. بحران های ناشی از روابط متشنج و گسیختگی عاطفی
فرهنگی/ اجتماعی: مثل جنگ، مهاجرت اجباری. دارای تبعات جمعی و بین نسلی.
استرس ناشی از بحران چه نشانه هایی دارد؟
نشانگان استرس در والدین در شرایط بحرانی
نشانه های روان شناختی:
اضطراب، وحشت زدگی، نشخوار ذهنی، خلق افسرده یا تحریک پذیر، خواب پریشان، بیداری مکرر یا کابوس ها، احساس بی کفایتی در نقش والد بودن، ناتوانی در تصمیم گیری یا پیش بینی آینده
نشانه های رفتاری:
پرخاشگری کلامی یا فیزیکی با همسر یا فرزندان ، افزایش مصرف مواد یا وابستگی به قرص های آرام بخش، اجتناب از تماس هیجانی با کودکان (emotional numbing) ،
نشانگان استرس در کودکان:
شب ادراری، کابوس، مکیدن انگشت ( regression)، چسبندگی به والدین، ترس از جدایی، بازی های تکراری یا تروماتیک ،تغییرات ناگهانی در خواب یا تغذیه ، شکایات جسمی بدون منشأ پزشکی( (somatization
چهار روش برای حفظ سلامت روان والدین در زمان بحران
هنگامی که فاجعهای رخ میدهد، والدین غالباً آنقدر بر مراقبت از خانوادهشان متمرکز میشوند که زمانی برای رسیدگی به خود یا پردازش شوک و واکنش شان به رویداد نمیگذارند. یادآور میشویم، بزرگسالان زمانی برای دیگران مفیدتر خواهند بود که ابتدا به خودشان رسیدگی کرده و برای پریشانی خود کمک بگیرند؛ زیرا کودکان ممکن است براساس احساسات و واکنشهای بزرگترها رفتار کنند. به خاطر خودتان و کودکانتان، مهم است که مراقبت از خود و سلامت روان خود را در اولویت قرار دهید. این کار، هم در کوتاه مدت و هم بلند مدت، به شما کمک میکند بهتر با بحران کنار بیایید و حمایت مؤثرتری از فرزندانتان داشته باشید.
مدیریت احساسات: پس از یک رویداد آسیبزا، ممکن است طیفی از احساسات مختلف را تجربه کنید که گاه کاملاً و بهطرزی غیرمنتظره تغییر میکند:
- بیحسی، پوچی
- خشم، بیقراری، آشفتگی،
- غم، اشکریزی.
- ترس، اضطراب.
- وحشت، پارانویا.
- عصبی بودن، خجالت، شرم.
- احساس گناه، تصور اینکه کاری اشتباه انجام دادهاید یا دیگری را ناامید کردهاید.
واکنشهای شدید جسمی و روانی ـ که به شوکهای ثانویه عاطفی شناخته میشوند ـ در هر زمانی پس از رویداد میتوانند رخ دهند؛ چه بلافاصله، چه ساعاتی یا حتی روزهایی بعد.
- نسبت به وضعیت روانیتان صبور باشید. نوسانات خلقی پس از تروما طبیعی است.
- به خود وقت و فضا بدهید که احساسات خود را بروز دهید.
- صحبت کنید. زمانی را به گفتگو با بزرگسالانی که شرایط شما را درک میکنند اختصاص دهید.
- توجه داشته باشید دوستان و نزدیکان هرچند منابع خوبی برای حمایت هستند، اما اگر خودشان نیز همان واقعه را تجربه کردهاند ممکن است بیش از حد درگیر احساسات باشند. در این صورت بهتر است به گروههای حمایتی یا خدمات مشاورهای محلی مراجعه کنید.
- اگر تا ۲۸ روز بعد از تجربه آسیبزا حالتان بهتر نشد و با سازگاری مشکل داشتید، گرفتن کمک از متخصص سلامت روان ضروری است.به جسم خود رسیدگی کنید:
برای بهبود، لازم است هم به جسم و هم به روان خود توجه کنید. ذهن و بدن به هم پیوستهاند و با تقویت یکی به دیگری هم کمک میشود.
اهمیت حفظ زندگی روزمره: ایجاد ثبات در دنیای بیثبات
در دوران بحران، بسیاری از جنبههای زندگی ما دچار آشفتگی و عدم قطعیت میشوند و احساس میکنیم کنترل کمی بر شرایط داریم. در چنین وضعیتی، حفظ و ایجاد روتینهای روزمره، هرچند ساده، میتواند مانند یک لنگرگاه امن عمل کرده و به حفظ آرامش در شرایط بحرانی کمک شایانی نماید. روتینها به زندگی ما ساختار میدهند و احساس کنترل و پیشبینیپذیری را به ما بازمیگردانند که برای سلامت روان در بحران بسیار ضروری است.
نقش ساختار و پیشبینیپذیری در کاهش اضطراب:
مغز انسان به طور طبیعی به دنبال الگوها و پیشبینیپذیری است. وقتی دنیای بیرون غیرقابل پیشبینی میشود، ایجاد یک ساختار قابل پیشبینی در زندگی روزمره میتواند به کاهش اضطراب کمک کند. داشتن یک برنامه مشخص برای بیدار شدن، غذا خوردن، کار کردن، استراحت و خوابیدن، به مغز سیگنال میدهد که با وجود آشفتگیهای بیرونی، هنوز جنبههایی از زندگی تحت کنترل شماست.
اهمیت حفظ الگوی خواب منظم:
خواب یکی از اولین چیزهایی است که در شرایط استرسزا مختل میشود، در حالی که برای سلامت روان حیاتی است. تلاش برای خوابیدن و بیدار شدن در ساعات مشخص، حتی در روزهای تعطیل، به تنظیم ساعت بیولوژیک بدن کمک کرده و کیفیت خواب را بهبود میبخشد. خواب کافی و با کیفیت به بهبود خلقوخو، تقویت تمرکز و افزایش توانایی ما برای مقابله با استرس کمک میکند.
تاثیر تغذیه سالم بر ثبات خلقوخو
در دوران بحران، ممکن است تمایل به مصرف غذاهای ناسالم و آماده افزایش یابد. با این حال، حفظ یک رژیم غذایی سالم و متعادل تاثیر مستقیمی بر ثبات خلقوخو و سطح انرژی ما دارد. مصرف منظم وعدههای غذایی، نوشیدن آب کافی، و گنجاندن میوهها، سبزیجات و پروتئین در رژیم غذایی، به عملکرد بهتر مغز و مدیریت هیجان در بحران کمک میکند.
نقش حیاتی فعالیت بدنی منظم در مدیریت استرس در جنگ و بحران
فعالیت بدنی:
ورزش یکی از قدرتمندترین ابزارها برای مبارزه با اثرات منفی استرس است. ورزش به ترشح اندورفینها (هورمونهای شادیآور) کمک کرده، انرژی سرکوبشده ناشی از اضطراب را آزاد میکند و به بهبود کیفیت خواب یاری میرساند. حتی فعالیتهای ساده مانند پیادهروی روزانه، حرکات کششی در خانه، یا رقصیدن میتواند تاثیر بسزایی در مدیریت استرس در جنگ و شرایط بحرانی داشته باشد.
از گرفتن تصمیمات مهم خودداری کنید
ممکن است وسوسه شوید پس از یک رویداد آسیب زا محل زندگی یا شغل خود را تغییر دهید، اما معمولاً بهتر است در دوره های استرس و بحران از تصمیم گیری های بزرگ اجتناب کنید.
اگر در انجام کارهای روزمره مشکل یا ناتوانی دارید، با روانشناس، مشاور یا روانپزشک مشورت کنید.
چند توصیه مهم:
- خرید بیش از نیاز، فقط باعث کمبود مصنوعی، استرس عمومی و ناپایداری اجتماعی می شود.
- به جای انبار کردن، اقلام ضروری را به اندازه و به موقع تهیه کنید.
- جاده ها ممکن است شلوغ، ناایمن یا حتی مسدود شوند.
- سفر بی برنامه شما و خانواده تان را در معرض خطر قرار میدهد.
- در خانه بمانید، مراقب باشید و اجازه دهید مسیرهای امدادی و مدیریت بحران باز بماند.
- حضور افراد غیرضروری، عملیات امدادرسانی را مختل کرده و جان دیگران را به خطر می اندازد.
- دیدن و بازنشر صحنه های خشن یا ناگوار، به روان شما آسیب می زند و باعث اضطراب عمومی می شود.
- فقط از منابع رسمی خبر بگیرید.
- شایعه، سلاح پنهان جنگ روانی است، به دام آن نیفتید.
- فقط اطلاعیه های رسمی را از رسانه های معتبر دنبال کرده و در بازنشر محتوا دقت کنید.
- خطر جنگ هسته ای را واقعی اما محدود ببینید.
- انفجار هسته ای نیازمند شرایط پیچیده و خاص است (مقدار زیاد اورانیوم یا پلوتونیوم غنی شده و طراحی مهندسی زنجیره واکنش.)
- حمله به تأسیسات هسته ای ممکن است باعث نشت مواد رادیواکتیو شود، اما انفجار اتمی ایجاد نمی کند.
- آلودگی معمولاً در شعاع نزدیک ( ۵ تا ۳۰کیلومتر) خطرناک است، نه در همه مناطق شهری.
- در صورت هشدار حمله، پناه گیری صحیح داشته باشید.
- در خانه بمانید. به محض شنیدن هشدار، به اتاقی بدون پنجره یا زیرزمین بروید.
- درها و پنجره ها را ببندید، درزها را با حوله مرطوب یا نوار چسب بپوشانید.
- لباس بیرونی را درآورید و دوش بگیرید. ذرات ممکن است روی لباس یا پوست نشسته باشند.
- تهویه، کولر یا فن های متصل به بیرون را خاموش کنید.
- اگر از سوی مراجع رسمی اعلام شد، قرص ید مصرف کنید (فقط با دستور رسمی برای جلوگیری از جذب ید رادیواکتیوتوسط بدن.)
- خانه را برای چند روز آماده نگه دارید.کوله اضطراری خانواده را آماده کنید،
- حفظ تماس با افراد آسیب پذیر (سالمندان، کودکان، بیماران) و تنها نگذاشتن آن ها
- از حضور در مناطق حادثه دیده یا انتشار تصاویر ناگوار خودداری کنید . حضور افراد غیرضروری، عملیات امدادرسانی را مختل کرده و جان دیگران را به خطر می اندازد. دیدن و بازنشر صحنه های خشن یا ناگوار، به روان شما آسیب میزند و باعث اضطراب عمومی میشود.
مراقبت از کودکان:
- سعی کنید خودتان آرام بمانید: در مواقع اضطراری، کودکان به بزرگسالان نگاه میکنند تا بفهمند چگونه باید رفتار کنند. بنابراین یکی از بهترین راهها برای حفظ آرامش کودکان در بحران، این است که خودتان آرامش داشته باشید.
- نگاه و صدای ما، اولین تکیه گاه آن هاست کودکان بیش از حرف ها، رفتار و احساسات ما را می فهمند. با زبان ساده بگویید:«گاهی در دنیا کشورها اختلاف دارند، اما ما مراقب تو هستیم.»
- برنامه روزمره کودک را حفظ کنید خواب، غذا، بازی و حتی خندیدن، پیام «امنیت» به کودک میدهد.
- به کودک نقش معنادار بدهید حتی وظایف کوچک مثل روشن کردن چراغ قوه، چیدن کیف اضطراری، آب دادن به گلدان ها به کودک حس کنترل و مشارکت میدهد. .
- تمرینهای تنفسی: روشی قوی برای آرام کردن سیستم عصبی و کاهش اضطراب و استرس هستند.
«تنفس شکمی» یا «تنفس دیافراگمی» تمرینی ساده است که به شما کمک میکند اکسیژن را عمیقتر وارد ریهها کنید. یک روش سهمرحلهای ساده که میتوانید به فرزندتان نیز آموزش دهید:
- دست خود را روی شکم بگذارید.
- پنج نفس عمیق بکشید – پنج ثانیه دم و پنج ثانیه بازدم؛ از بینی نفس بکشید و از دهان خارج کنید.
- توضیح دهید وقتی فرزندتان دم میگیرد، شکم خود را مثل بادکنک آرام آرام باد میکند و هنگام بازدم، هوا آرام آرام از بادکنک خارج میشود.
این کار نهتنها به کودکانتان نشان میدهد که شما کنترل اوضاع را در دست دارید، بلکه شیوهای مؤثر برای کنارآمدن با موقعیتهای پراسترس را هم به آنها آموزش میدهد.
بحران، با عقل و مهربانی، قابل مدیریت است. پس بیایید:
- نه بترسیم، نه بی تفاوت باشیم.
- نه هیجان زده شویم، نه بی برنامه
- و یادمان باشد : مسئولیت فردی ما، امنیت جمعی را می سازد.
چالشهای روانی زنان در بحران
1. اضطراب و افسردگی
- ناشی از ترس، بیثباتی، از دست دادن عزیزان یا منابع مالی
- علائم: بیخوابی، بیانگیزگی، گریههای مکرر، احساس بیارزشی
2. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- در زنان قربانی خشونت، آوارگی یا فجایع طبیعی
- علائم: کابوس، فلشبک، پرهیز از موقعیتهای یادآور حادثه
3. فشار نقشهای چندگانه
- مسئولیت مراقبت از خانواده، فرزندان، سالمندان و گاه اشتغال همزمان
- احساس خستگی مزمن و فرسودگی روانی
4. خشونت خانگی و جنسی
- افزایش خشونت در بحرانها
- محدودیت در دسترسی به منابع حمایتی و درمانی
بخش دوم: راهکارهای ارتقاء سلامت روان زنان در بحران
✅ سطح فردی
- خودمراقبتی روانی: نوشتن احساسات، مدیتیشن، ورزش سبک
- پذیرش احساسات: ترس، غم، خشم—همه طبیعی هستند
- رژیم رسانهای سالم: محدود کردن اخبار منفی و شایعات
✅ سطح خانوادگی
- تقسیم مسئولیتها: کاهش بار روانی زنان
- ایجاد فضای امن برای گفتوگو: شنیدن بدون قضاوت
✅ سطح اجتماعی
- شبکههای حمایتی: گروههای هم یاری، مشاوره تلفنی
- آموزش تابآوری: مهارتهای مقابله با بحران، مدیریت استرس
✅ سطح سازمانی و دولتی
- ارائه خدمات MHPSS (حمایت روانی-اجتماعی)
- آموزش کارکنان سلامت برای تشخیص و ارجاع زنان آسیبدیده
- سیاستگذاری برای کاهش خشونت جنسیتی در بحرانها
توصیههای کاربردی برای همکاران حوزه سلامت:
حفظ آرامش در محیط کار در زمان بحران نیازمند ارتباط فعال، درک متقابل و حمایت است که در این رابطه فراهم بودن شرایط گفتگوی آزاد در مورد وضعیت موجود ، ارائه منابع برای مدیریت استرس و تقویت همدلی و احترام بسیار مهم است. مدیران می توانند با اولویت دادن به سلامت روان کارکنان در شرایط بحران از جمله گوش دادن به نگرانی های کارکنان، ارائه انتظارات روشن و متناسب از آن ها و ایجاد احساس ثبات، نقش کلیدی در حفظ سلامت روان کارکنان خود ایفا کنند و با برخوردی انعطاف پذیر و متناسب با هر یک از کارکنان، رهبری حمایتی را در دستور کار خود قرار دهند.
تأثیرات منفی بحران بر عملکرد شغلی کارکنان
- افزایش اضطراب و استرس در کارکنان
- کاهش تمرکز و انگیزش کارکنان
- ابهام نقش
- غیرفعال شدن و بی تفاوتی نسبت به روتین های کاری
اضطراب و استرس :
اخباری که به یک فرد در شرایط بحران منتقل می شود بالذات دارای بار منفی و استرس است و نمی توان از خود و دیگران انتظار داشت که بدون تجربه ابعاد جسمانی، هیجانی و شناختی استرس این وقایع را از سر گذراند. اما زمانی که این استرس غیرقابل کنترل شده و نقص عملکری ایجاد می کند نیاز به توجه و مداخله پیدا می کند.
کاهش تمرکز و انگیزش :
نگرانی یکی از عوامل تأثیرگذار بر تمرکز کارکنان و کاهش انگیزه آنان در انجام وظایف خود است که در اکثر مواقع با گشت و گذار بی وقفه در اخبار و بحث های افراطی با سایر کارکنان پاسخ داده می شود.
ابهام نقش:
با شروع هر بحران، تغییرات ناگهانی در زمینه فرآیند و شرح وظایف کارکنان و به تبع آن یادگیری مهارت های جدید امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. در چنین شرایطی اگر به کارمند شرح وظایف مشخصی داده نشود و یا تفکیک مسئولیت ها مبهم باشد، وی در چگونگی انجام مؤثر تکالیف محوله دچار تردید شده و ممکن است وقت خود را صرف انجام وظایف بی اهمیت و مدیریت مسئولیت های متعددی نماید که با اهداف و انتظارات اصلی همسو نباشد.
رکود و بی تفاوتی نسبت به روتین های کاری:
یکی از پیش نیاز های حیاتی برای موفقیت یک سازمان، توانایی کارکنان آن در حفظ عملکرد خود حتی در مواقع چالش برانگیز است. بی میلی نسبت به انجام روتین های کاری در شرایط بحران پدیده شایعی است که در صورتی که مدیریت نشود هم برای فرد و هم برای سازمان آسیب زاست.
نقش منابع شخصی کارکنان در مدیریت بحران
عزت نفس بالا، مهارت های ارتباطی قوی، مهارت مدیریت استرس، باورهای مذهبی، مهارت های شناختی فرد از جمله (توانایی تحلیل سریع و دقیق اطلاعات، ارزیابی مثبت فرد از بحران پیش آمده ،تشخیص مسائل کلیدی و اتخاذ تصمیمات منطقی ، ویژگی های خلقی فرد، سطح تجربه، میزان دسترسی به حمایت های عاطفی و هیجانی، میزان انعطاف پذیری روانشناختی، مهارت تاب آوری و... از جمله منابع شخصی است که افراد را از نظر توانایی مدیریت بحران متمایز می کند.
توصیه می شود در دوره بحران به نکات زیر توجه شود:
باید ها:
- به افراد کمک کنیدتا نیازهای پایه و اولیه خود مانند غذا،سرپناه و خدمات پزشکی را تامین کنند. اطلاعات درست و آسانی به افراد در مورد چگونگی رفع این نیاز هابدهید(فراهم کردن امنیت و حمایت.)
- به افرادی که تمایل دارند در موردحادثه اتفاق افتاده و احساساتشان با شما صحبت کنند،گوش دهید(فراهم کردن آسودگی و آرامش.)
- با افراد مهربانانه و دوستانه رفتار کنید، حتی اگر که آن ها شمارا نپذیرند (فراهم کردن آسودگی).
- اطلاعات درست ودقیقی در مورد حادثه و آسیب و اقداماتی که در حال انجام است ارایه دهید.این کارمی تواند به دیگران کمک کند که شرایط را بهتر بفهمند(کمک به آسودگی).
- به افراد کمک کنید تا با دوستان وآشنایانشان ارتباط بر قرار کنند(ارتباط با دیگران).
نباید ها:
- بازماندگان را مجبور نکنیدکه در مورد داستان خود و اتفاقاتی که پیش آمده به خصوص در مورد جزییات ماجرا صحبت کنند.چرا که ان کار ممکن است سبب کاهش آرامش افرادی گردد که تمایل ندارند جزئیات زندگی خود را برای دیگران بازگو کنند.
- به افراد اطمینان بی مورد ندهید مثلا نگویید"همه جیز خوب خواهد شد" و یا "حداقل شما زنده ماندید" بیان این جملات سبب کاهش آرامش افراد می گردد.
- به افراد نگویند که در حال حاضر چه باید انجام دهند،یا چگونه فکرکنند،یا چه احساسی داشته باشند و یااینکه قبلا چه کاری باید کنند. این کار باعث کاهش خودکار آمدی و افزایش احساس گناه می شوند.
نظر دهید