فرا رسیدن شهادت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا(س) وایام فاطمیه تسلیت باد
بر گلستان ولایت تاختند، غنچه را با لاله پرپر ساختند، غنچه زیر خار و خس افتاده بود، باغبان هم از نفس افتاده بود، کاش از قلبم به قبرش راه داشت، کاش زهرا هم زیارتگاه داشت...
صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است ،ای همیشه جاری
ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی ...و حالا علی(ع) ا ست و شب و تنهایی و پیکر مطهر همسر و ناله های معصومانه فرزندان و به اندازه تمام جهان غم و بغضی که گلوی حضرتش را می فشارد و خیل ملائکه که آمده اند تا در این تنهایی، غمخوارعلی باشند ...عرشیان در سوگ فاطمه(س) نالانند. فرزندان فاطمه(س) ناباورانه پیکر مطهر و بی جان مادر را در آغوش کشیده، معصومانه می گریند و با ذره ذره وجودشان از مادر می خواهند که بار دیگر با آنان سخن بگوید، فاطمه(س) اما مظلوم و زجرکشیده همچنان ساکت است.ماه با شرمساری، خود را پشت ابرهای سیاه پنهان ساخته تا تاریکی شب، چنان همه مدینه را بپوشاند که کسی نبیند و نداند که پیکرپاک دختررسول خدا(ص) برروی دستان مبارک امام علی(ع)به سوی کدامین خاک میرود.شب که همیشه با ناله های علی(ع) آشناست، حال شاهد مظلومیت و زمزمه های حزن انگیز اوست، زمزمه های حزن انگیزی که در غم از دست دادن فاطمه از عمق وجود مولا(ع) برمی خیزد. لحظه ها، آرام و قرار ندارند گویی از آن می ترسند که بغض علی(ع) بترکد و آسمان فرو ریزد کوچه های تاریک مدینه، شرمگین از امانت داری خود، در سکوت مرگ آوری فرو رفته اند. ملائکه، مدینه را سرزنش می کنند:
"مگر رسول خدا(ص) نفرموده بود که فاطمه پاره تن من است؟ وای بر تو ای مدینه که چه بد امانت داری بودی"
«روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان شهرستان فردیس»